نقش‌های به یادگار مانده از هنر دست انسان‌های غارنشین بر دیواره‌ها و سنگ‌های آهکی، نشان از علاقمندی افرادی به ثبت خاطره‌ها برای آیندگان بوده است.

تصویرگری از انسان، طبیعت و حیوانات به وسیله‌ی هنرمندانی چیره دست، زمینه ساز تولید ابزار و وسایلی در عصر صنعتی برای دقت هر چه بیشتر درباره‌ی آن ها شده است.

با آغاز قرن نوزدهم و پیشرفت‌های هر روزه در حوزه‌ی صنعت، نخستین گام ها برای ساخت قطعات دوربین برداشته شد.

 سال‌ها زمان برد تا پای اولین دوربین عکاسی در سفرهای مستشرقین به ایران، به دربار محمدشاه قاجار باز شد.
حضور این وسیله‌ی فلزی تعجب برانگیز، سبب شد تا یکی دو تن از جوانان علاقمند آن روزها، از جمله" عبدالله‌خان قاجار"کمر همت برای یادگیری کار با دوربین را ببندند.

قدیمی‌ترین عکس‌ها از شهرمان بجنورد و روستاهای اطراف، به وسیله‌ی ملتزمین رکاب ناصرالدین‌شاه قاجار برداشته شده که حدود150سال پیش از مسیر جاجرم و دامنه‌ی سالوک به بجنورد آمده‌اند.

تصاویری شفاف از روستاهای گریوان، دره‌ی فیروزه، بش‌قارداش و ایچَرِه(اندرونی)یا محل حکمرانی سردار مفخم که مستندات ارزشمندی در این حوزه هستند.

با گذشت چند سال از پایان حکومت سلسله‌ی قاجار، اولین مغازه‌ی عکاسی در بجنورد راه‌اندازی شد.
صنعتی نوبنیاد که بسیاری افراد، از رفتن به عکاسی و ایستادن در مقابل دوربین، اکراه داشتند.

با آغاز دوره‌ی پهلوی اول و سامان گرفتن ادارات در سطح شهر، تهیه ی عکس برای گرفتن سجل(شناسنامه) و تذکِره(گذرنامه) به منظور سفر به کربلا و مکه، شکلی عمومی به خود گرفت.

عکاسانی که با تجربه اندوزی در تهران و مشهد و...، به بجنورد آمدند و کار ثبت خاطره ها و تصویر بسیاری از شهروندان را رقم زدند.

از عکاسان نسل اول، تقریباً هیچ یک از آن ها در قید حیات نیستند و تنها تصاویری سیاه و سفید از ایشان که به لنز دوربین خیره شده‌اند، باقی مانده است.

مردانی هنرمند که تلاش داشتند، عکس‌‌هایی به یاد ماندنی از خود به یادگار بگذارند.

 عکاسی‌ها در مقایسه ی با سایر مغازه‌ها، از سادگی خاصی برخوردار بودند. ویترینی رو به پیاده‌رو که چند تصویر چهره، از مردان و زنان همشهری به قاب گرفته شده بود.

داخل مغازه هم قاب‌هایی در اندازه‌هایی مختلف از افرادی بود که با استفاده از کلاه شاپو، عینک دودی، پیراهن سفید، کراوات و لباس نظامی عکسی به یادگار گذاشته بودند.

انتهای مغازه که بی‌شباهت به پستو نبود، محل برداشتن عکس بود که بعدها، به وسیله ی فشار دادن زنگ اخبار، اعلام آمادگی برای گرفتن عکس را می کردند.

 لحظاتی بعد، عکاسباشی وارد اتاق می‌شد و با ایستادن در پشت دوربین و کشیدن پارچه‌ای مشکی بر روی سر خود که متصل به دوربین روی سه پایه بود، عکس را می‌انداخت.

 تا فاصله‌ی ظهور و خبر گرفتن از کیفیت و چگونگی عکس، چند روزی فاصله بود تا عکس‌های سیاه و سفید، چاپ شوند.

سال‌ها بعد، اولین دوربین‌ها با فیلم‌های کوچک به تعداد12، 24، 36  عددی وارد بازار شدند و عکاس‌ها توانستند بدون حمل دوربین‌های بزرگ و سنگین، کار تصویربرداری از افراد و طبیعت را آغاز کنند.

حضور عکاس‌ها با دوربین در دامن طبیعت از جمله بش‌قارداش، باباامان و ایش دَرَخت، بخشی فراموش ناشدنی از زندگی نسلی است که با خاطراتی دل‌انگیز آن روزها را پشت سر گذاشتند.

از جمله نکات قابل تامل در عکاسی آن روزها، دقت در ایستادن افراد، مقابل دوربین و کادربندی بوده است.
مردانی که برای تصویر برداشتن، هرگز کتاب‌های تخصصی شیوه ی عکاسی آن روزگاران را ندیده بودند. 

از شایسته‌ترین خدمات عکاسان همشهری به بجنورد، حضور گاه و بی گاه آن‌ها از اوایل دهه‌ی 30، در مدارس و دبیرستان‌ها بود که از دانش‌آموزان و کادر مدرسه‌ها، عکس انداخته‌اند.
 عملی ارزشمند که گویی با دوربین، تاریخ این شهر را به تصویر کشیده‌اند.

عکاسان آن روزها، با حضوری جدی در مراسم و بزرگداشت‌هایی که در محل شاقَّه(استادیوم ورزشی تختی) و یا میدان ششم بهمن(شهید) و سالن‌های ورزشی برگزار می‌شد، به ثبت وقایعی پرداخته‌اند که گاه برای نگارش و یا تهیه‌ی متن، الزاماً به تصاویر آن روزها باید مراجعه نمود.

از آغازین روزهایی که نخستین تابلوی عکاسی در بجنورد به چشم خورد، مردان بسیاری با هنرمندی خود، یادگاری های بی شماری به امانت گذاشته اند.

"مشتی‌باقر حیاتی(1291-1369)،"از کهنه‌کاران این هنر بود که حوالی چهارراه چه کنم، هر صبح دکّانش را می‌گشود.
 پدربزرگی مهربان که زبان ترکی را با لهجه‌ی غلیظ آذربایجانی با همشهریانش سخن می‌گفت.

پس از سال57که وضعیت اقتصاد در سطح کشور دچار تحول شده بود، در پاسخ به افرادی که گاه به طنز، علت گران شدن قیمت عکس را از ایشان سوال می‌کردند، با جدیت پاسخ می‌داد: 
"بالام، شِیء دَه گیران دِه، شِیء"
(فرزندم، جنس گران است، جنس)